همه ما همیشه در حال سخنرانی هستیم!”

مهدی صادقلو

اگر بلد نباشیم؟ 

اولین سخنرانی من برمیگردد به اواخر دوران دبیرستان. مدرسه یک برنامه به مناسبت  دهه فجر برگزار کرده بود و قرار بود در این برنامه، تعدادی از دانش آموزان داوطلب،  سخنرانی ده دقیقه ای داشته باشند. من به شدت از صحبت در جمع میترسیدم و  داوطلب نشدم. اما طی یک اتفاق خوشایند نام من هم به اشتباه وارد لیست داوطلبان سخنرانی شده بود. یک روز قبل از مراسم، وقتی فهمیدم نام من در لیست سخنرانان  داوطلب وجود دارد، تصمیم گرفتم انصراف ندهم و شانسم را امتحان کنم. یک متن  خیلی خوب و پرمحتوا آماده کردم اما درست لحظه ای که پشت تریبون قرار گرفتم،  صدایم شروع به لرزیدن کرد. گلویم کاملا خشک شده بود و از شدت اضطراب کاملا  روی تریبون خم شده بودم و به آن تکیه داده بودم. از شدت استرس بخشهایی از متن  را نتوانستم به شکل واضح بیان کنم و کسی نفهمید چه میگویم!

این درحالی است که فردی را تقریبا هم سن و سال خودم میشناسم که در خارج از  کشور تحصیل کرده است. او در دوران دبیرستان، بارها و بارها در مدرسه خودش و  حتی در مدارس دیگر، خیلی راحت و بدون استرس سخنرانی کرده بود. آن هم به زبان  انگلیسی که زبان مادریاش نیست!

من در روز سخنرانی خودم توسط تعدادی از بچه ها مورد تمسخر قرار گرفتم و فرد  دیگر بارها مورد تحسین همگان قرار گرفته بود. تنها فرق بین ما، یک مهارت فوق العاده  ضروری به نام فن بیان بود که ما را در دو جایگاه کامال متفاوت قرار داده بود.

اگر کسی بیان قوی نداشته باشد، نمیتواند با دیگران به خوبی ارتباط برقرار کند. خیلی  اوقات توانایی احقاق حق خود را ندارد و نمیتواند از خود دفاع کند. از بیان برخی  افکارش صرف نظر میکند و این باعث میشود اعتماد به نفس و عزت نفس او پایین  بیاید.

کودکانی که قدرت بیان خوبی داشته باشند، ارتباط بهتری با هم سالان خود برقرار  میکنند. میتوانند در نقش رهبر گروه دوستی قرار بگیرند. ارتباطشان با والدینشان  بهتر است و درنتیجه اعتماد به نفس و عزت نفس بیشتری خواهند داشت. تحقیقاتی  که در اوایل قرن بیستم انجام شده، نشان میدهد احتمال موفقیت کودکانی که هوش  کلامی بالاتری دارند، در بزرگسالی بیشتر است.

داشتن بیان قدرتمند در بروز و عملیاتی کردن ایدههای خالقانه هم تاثیر دارد. اگر  کسی یک ایده عالی داشته باشد اما نتواند دیگران را درمورد ایدها ش قانع کند، احتمالا نمیتواند آن ایده را عملیاتی کند.

و یک نکته دیگر؛ بسیاری از والدین فرزندانشان را در کلاسهای مهارتی مختلف مانند  زبان، موسیقی و … ثبت نام میکنند درحالی که ممکن است آن مهارت در دوران  کودکی خیلی به کار فرزندشان نیاید. اما پدران و مادران میدانند که یک سرمایه گذاری  عالی روی فرزندشان انجام دادهاند و کودکشان در بزرگسالی، با داشتن این مهارتها   چند قدم از دیگران جلوتر خواهد بود. من کامال مطمئنم که تقویت بیان کودک، یکی  از مهمترین سرمایه گذاریهایی است که هر خانوادهای میتواند برای آینده فرزندش

انجام دهد

فن بیان چیست؟

فن بیان به طور کلی یعنی قدرت و توانایی خوب و مناسب سخن گفتن در هر زمان و شرایطی. این تعریف درمورد همه از جمله کودکان صدق میکند. اگر فرزند شما بتواند در هر زمان و شرایطی خوب سخن بگوید، یعنی دارای قدرت بیان بالا و همچنین هوش کلامی بالایی است.
بسیار مهم است که از دوران کودکی به فکر رشد مهارت برای ضروریهای زندگی فرزندانمان باشیم. مغز در دوران کودها همه انسان کی بسیار انعطاف ر از پذیر ت دوران بزرگسالی است و به همین دلیل آموختن مهارت و تغییر رفتار در دوره کودکی تر آسان و سریع تر اتفاق میفتد. ضمن اینکه بسیاری از مشکالت ارتباطی ما، فراگرفتنی هستند. مشکالتی مثل ترس از صحبت در جمع و خجولیگری، در بدو تولد انسان وجود ندارند و بعدها به واسطه برخورد با بزرگساالن پدید میآیند. اما کودکان به واسطه تجارب مخرب کمتر، احتماال کمتر از بزرگساالن دچار این ترسها هستند.

ما انسانها چطور یاد میگیریم؟

مطالب این قسمت، بیان کننده بخشی از عملکرد مغز ما انسانها است و هم درمورد بزرگسالان صدق میکند و هم کودکان. برای اینکه ما بتوانیم مهارتی را خوب و کامل یاد بگیریم، باید یک مسیرعصبی در مغز ما تشکیل شود. مغز انسان با وجود وظایف و اعمال متنوع و پیچیدهاش بسیار کم انرژی مصرف میکند) تقریبا اندازه یک لامپ کم مصرف!( و تمام تلاشش را میکند تا مصرف انرژیش زیاد نشود. برای همین مغز به دنبال رفتارها و الگوهای تکرار شونده میگردد تا آنها را تبدیل به عادت و فعالیت ناخودآگاه کند. در این صورت انرژی کمتری برای اجرای آنها مصرف میکند. به عنوان مثال وقتی شما رانندگی را یادگرفتید، احتماال در ابتدا بسیار خسته میشدید، تمام تمرکزتان را به رانندگی اختصاص میدادید و مدام به شکل ارادی درباره اقداماتتان فکر میکردید. اما پس از گذشت مدتی، بدون تفکر و به شکل ناخودآگاه، بخش زیادی از فرایند رانندگی را انجام میدهید. یا احتمالا کودکانی که تازه راه رفتن را آموخته اند بسیاری از آنها، در ابتدا وقتی راه میروند، نیاز به تمرکز دارند و اگر کسی اسمشان را صدا بزند، حواسشان پرت میشود و زمین میخورند. اما بزرگسالان اصلا به فرایند راه رفتن فکر نمیکنند و راه رفتن برایشان به یک فعالیت ناخوآگاه و اتوماتیک
تبدیل شده است. برای اینکه یک فعالیت تبدیل به فرایند ناخودآگاه شود، باید یک مسیر عصبی در مغز شکل گیرد. برای اینکه بخواهیم مسیر عصبی کاری شکل بگیرد، باید آن را بارها و بارها تکرار کنیم. پس برای اینکه فرزندتان صحبت کردن را به خوبی یاد بگیرد، باید دستورالعمل‌هایی که در مقالات بعدی آورده شده را به طور مستمر و منظم بارها تکرار کنید.

نکته خیلی مهم درباره انجام فعالیت‌های آموزشی با کودکان این است که نباید کودکان را برای انجام دادن آنها تحت فشار قرار دهیم. باید از راههای تشویقی مناسب برای جلب نظر کودک به انجام فعالیتها اقدام کنیم. و یادمان باشد که تشویق با رشوه دادن به کودک فرق میکند. اجازه نداریم برای تشویق بگوییم: اگر فلان کار را انجام دهی برایت فلان اسباب بازی را میخرم. یادمان باشد که روابط خانوادگی، جای معامله و داد و ستد نیست

n