چهارده فعالیت مناسب برای تقویت بیان

پانتومیم 

یک جزء بسیار مهم فن بیان، زبان بدن است. به شکلی که برخی از مدرسین حیطه  فن بیان، زبان بدن را مهمترین قسمت صحبت میدانند و سهم آن را برای انتقال پیام 

 

یک محتوا، پنجاه و پنج درصد میدانند. البته اکثر اساتید فن بیان و سخنرانی چنین  سهم پررنگی برای زبان بدن قائل نیستند اما هیچکس نیست که اهمیت آن ه طور را ب کامل نفی کند. پانتومیم به هر شکلی که بازی شود، باعث تقویت زبان بدن کودکان و  بزرگسالان میگردد. 

تمرین خودکار 

تمرین خودکار یکی از مهمترین تمرینات فن بیان در کودکی و بزرگسالی است. تمرین  به این شکل است که یک خودکار را بین دندانهای جلوییمان قرار میدهیم و شروع  به صحبت میکنیم. این تمرین باید پنج دقیقه به طور مستمر ادامه پیدا کند. احتمال  روزهای اول انجام تمرین، بعد از پنج دقیقه عضلات فک و دهان کمی درد خواهد  گرفت. این تمرین باعث تقویت عضلات دهان می گردد و باعث میشود بتوانیم کلمات را  بهتر و قوی تر بیان کنیم. برای ایجاد جذابیت در تمرین، بهتر است شما هم همراه  فرزندتان این کار را انجام دهید. 

البته دقت کنید هنگام این تمرین، کودک در حال فعالیت فیزیکی نباشد نظیر دویدن و ترجیحا نشسته باشد تا اتفاق خطرناکی برای او نیفتد.

 

داستان سازی با تعدادی تصویر نامرتبط 

تعدادی کارت که روی هرکدام یک تصویر موجود باشد، به کودک بدهید. پیشنهاد  می شود تعداد کارتهایی که به او میدهند ابتدا سه و سپس پنج عدد باشد. اگر به کارت  دسترسی ندارید، میتوانید خودتان به طور اتفاقی برای او چند شیء معین کنید تا بازی  

را با اشیاء تعیین شده از طرف شما انجام دهد. پس از تعیین اشیاء یا دادن کارت ا، از ه کودک بخواهید با آنها یک داستان بسازد. داستانهای کوتاه دو یا سه خطی را نپذیرید  و داستان طولانی تر از او بخواهید. مخصوصا اگر نوشتن بلد است، درخواست کنید  

حداقل یک صفحه کامل داستان بنویسد و سپس آن را برای شما تعریف کند. البته برای نوشتن داستان طولانی او را تحت فشار قرار ندهید. این فعالیت باعث تقویت هوش  کلامی کودکان میگردد. 

سه بار پشت سر هم بگو… 

 از او بخواهید سه بار پشت سر هم جملات را تکرار کند که بیان کردن آنها سخت  است. مثال: افسر ارشد ارتش اتریش، قوری گل قرمزی، یه یویوی یه یورویی، شیش  سیخ جیگر سیخی شیش هزار و… برای جذابتر شدن بازی، خودتان هم فعالیت را  انجام دهید. با انجام این فعالیت، در طول زمان تعداد تپق زدن در صحبت کم میشود.

شعرخوانی 

شعر خواندن یکی از راههای خیلی خوب برای تقویت بیان و هوش کلامی است. در  سنین کمتر، سرودها و ترانه های کودکانه میتواند گزینه مناسبی باشد. باید کودک را  تشویق کنیم تا به همراه سرود یا ترانه مورد نظر همخوانی کند. در سنین بالاتر هم او را با اشعار مختلف شاعران ادبیات فارسی مثل حافظ و مولانا انس دهیم. به او کمک  کنیم تا اشعار را حفظ کند و آنها را با صدای بلند بخواند. 

فوت کردن شمع 

این بازی را میتوان به شکل خانوادگی و گروهی انجام داد. حجم ریه زیاد و تنفس  صحیح باعث افزایش توان صحبت کردن میگردد. برای افزایش توانایی تنفسی، می توان  شمعی روشن را روی یک میز گذاشت و از فاصله دور آن را فوت کرد تا خاموش شود.  هر کسی که از دورترین فاصله شمع را خاموش کند، برنده مسابقه است. 

باید حواسمان باشد که فاصله کودک تا شمع یک فاصله منطقی باشد. یعنی به شکلی  باشد که از هر دو یا سه مرتبه، کودک بتواند شمع را خاموش کند تا از این فعالیت  دلزده نشود. اگر این کار مداوم انجام شود، میتوان بعد از مدتی فاصله شمع را بیشتر  کرد.

 

ضبط فیلم و فایل صوتی 

به بهانه های مختلف از فعالیتهای کودکان فیلم و فایل صوتی ضبط کنید و دوباره به  خودش نشان دهید. همه ما از صدای ضبط شده خودمان بدمان میاید. اما هرچه بیشتر  به آن گوش دهیم، این حس از بین میرود. در بچگی راحت تر میتوان این احساس را  از بین برد.  

مثال میتوانید از بازی ها و فعالیتهایی که در همین کتاب گفته شده، فیلم یا فایل صوتی ضبط کنید. 

گزارشگری فوتبال 

اگر فرزندتان علاقه مند به فوتبال باشد، احتمال گاهی پیش میاید که بخواهد به جای  گزارشگر فوتبال را گزارش کند. احتمال گزارش دلنشین نخواهد بود اما تشویقش  کنید ادامه دهد. مثال اگر صدای تلویزیون را نبسته و گزارش میدهد، به او بگویید:  

صدای تلویزیون را کم کن تا صدای خودت غالب باشد! با این جمله او مطمئن می ود ش که گزارشش مزاحمتی ایجاد نمیکند و با خیال راحت ادامه میدهد. 

فضای متفاوت 

اگر فرزندتان همیشه در میان صحبتهای روزمره و عادی بماند، طبیعتا الگویی برای  صحبتهای متفاوت، دایره لغات باال و… نخواهد داشت. او را زیاد در فضاهای کاملی متفاوت و غنی قرار دهید. برنامه هایی مثل نقالی، تئاتر های خاص و مناسب سن کودک،  شعر خوانی و داستان خوانی و… پیدا کنید و به همراه فرزندتان در آنها .شرکت کنید 

ثبت خاطرات روزانه 

او را تشویق کنید که هر روز اتفاقاتی که برایش دهد رخ می را در یک دفتر بنویسد.  هرچه این دفتر کاملتر باشد بهتر است. یعنی فقط توصیف اتفاقات نباشد و کودک  احساساتش را درمورد هر اتفاق بنویسد. نوشتن باعث تقویت هوش کلامی میگردد و بر  تقویت بیان موثر است. 

داستان سازی با اشیا 

از فرزندتان بخواهید خودش را جای یک شیء یا جزئی از یک شیئ، مثال یک پایه مبل  قرار دهد و از زبان آن شیئ، داستان تعریف کند. 

داستان گروهی 

به شکل دایرهای بنشینید. یک نفر شروع به تعریف کردن یک داستان کند. بعد از دو  یا سه جمله، نوبت نفر دوم میرسد. نفر دوم باید ادامه داستان را بسازد و تعریف کند. و هر کس وقتی نوبتش شد، در چند جمله داستان را ادامه میدهد تا جایی که داستان  تمام شود.  

بهتر است افراد جمله آخرشان را تمام نکنند و وسط جمله، داستان را تحویل نفر بعدی  دهند. همچنین بهتر است هر فرد تالش کند تا در چند جمله خودش، موضوع داستان  را کامل نسبت به قبل عوض کند. 

کتابخوانی 

تحت هر شرایطی هر روز برای فرزندتان کتاب بخوانید. اگر خودش توانایی خواندن را  کسب کرده، از او بخواهید هر روز، ترجیحا با صدای بلند مطالعه کند. در انتهای هر کتاب  فرصت خوبی دارید تا از محتوای کتاب سوالات با پاسخهای باز از کودک بپرسید. 

داستان خوانی

میتواند با کتابخوانی تلفیق شود. اگر فرزندتان دارد یک داستان برایتان تعریف میکند  یا یک کتاب میخواند، از او بخواهید تالش کند برای هر شخصیت داستان، صدایی  خاص داشته باشد و دیالوگ هر شخصیت را با صدای همان شخصیت بخواند.

 

وقتی از آقای مهدی صادقلو، یکی از برترین مدرسین فنبیان کشور درخواست کردم  که بگویند به نظرشان، مهمترین کار برای تقویت فن بیان کودک چیست، پاسخ دادند:  کودکان را تشویق به داستان گویی کنید. البته مهم نیست داستان خیالی باشد یا واقعی

چطور قدرت بیان کودک را تقویت کنیم؟

با کودکان زیاد گفتگو کنید و از آنها سواالت خوب بپرسید.محمدپیام بهرامپور 

چطور قدرت بیان کودک را تقویت کنیم؟ 

برای پرورش فن بیان در کودکان، نباید سراغ آموزش مستقیم برویم! بهتر است بازیهایی ها و فعالیت انجام دهیم که همزمان با آنها، بیان کودک تقویت شود. من در این  قسمت از مقاله، ابتدا نکاتی درباره نحوه رفتار با کودک را بیان می کنم که باعث تقویت فن بیان او می شود و سپس بازیهایی را به شما معرفی میکنم که انجام مستمر آنها  باعث رشد قدرت بیان و هوش کلامی فرزندتان میشود. 

اول از خودتان شروع کنید! 

توصیه میکنم حتما کتاب تئوری انتخاب، نوشته دکتر ویلیام گِلّسر را بخوانید. گلسر  در این کتاب مفهومی به نام دنیای مطلوب را به تصویر میکشد. دنیای مطلوب، دنیایی  در ذهن ما است که تمام علاقمندیهای ما در آن قرار دارند. تمام اشیاء، افراد، مکانها  

یا هرچیز دیگری که با بودنشان احساس خوبی داشته باشیم در دنیای مطلوب ما قرار دارند. اولین کسانی که وارد دنیای مطلوب هر فرد میشوند، پدر و مادر او هستند و به  طور معمول تا پایان عمر در دنیای مطلوب او میمانند. و به احتمال زیاد مادر و پدر،  بزرگترین و مهمترین عضو در دنیای مطلوب هر فرد محسوب میشوند. 

وقتی ما کسی را دوست داریم و از بودن کنارش لذت میبریم، ناخودآگاه شبیه او  خواهیم شد. پدران، مادران و معلمان به احتمال زیاد در دنیای مطلوب کودکان هستند  و به همین دلیل تبدیل به الگوی کودکان میشوند.  

به طور معمول، کودکان صحبت کردن، انتخاب کلمات، نوع جمله بندی لحن صحبت و … را از والد و در درجه بعد نیز از معلم خود می آموزد.

باید به کودکان گوش کنیم 

وسط بازیهای کودکانه اش، یک اتفاق جالب برایش رخ میدهد. با شور و اشتیاق به  سمت پدرش میاید. میگوید: بابا؛ بابا؛ میخوام یه چیز خیلی جالب برات تعریف کنم!  پدر که مشغول خواندن صفحه حوادث روزنامه است، میگوید: الان نه پسرم! 

نا امید نمی شود. سراغ مادرش میرود. میگوید: مامان؛ گوش کن ببین چی شده! و  داستان را برای مادرش تعریف میکند. مادر هم که مشغول گشتن در شبک های ه

 

اجتماعی است اصول سرش را از گوشی بیرون نیاورده و نفهمیده پسرش چه می گوید؛  اما برای دلخوشی پسرش با بی حوصلگی میگوید: آره. چقدر جالب بود!  

قطعا همه ما افرادی مانند پدر و مادری که در داستان بالا گفته شده را دیده ایم البته گوش دادن به کودکان کار آسانی نیست. همه ما نیاز داریم ساعت هایی از روز را به خودمان اختصاص دهیم و استراحت کنیم. علاقه داریم در شبکه های اجتماعی  مختلف وقت گذرانی کنیم. سریال مورد علاقه مان را تماشا کنیم یا…. و کودکان دقیقا  همزمان با سریال مورد علاقه میخواهند با ما صحبت کنند. وقتی از زاویه دید یک  بزرگسال به حرفهای آنها نگاه میکنیم، معمول حرف مهمی هم ندارند! 

قبل از تکمیل این نکته لازم است نتایج یک تحقیق جالب را با شما درمیان بگذارم. 

تحقیق مارشمالو )یک نوع شیرینی رایج در بسیاری از کشورهای خارجی( از دهه  ۰۶۹۱ توسط دکتر والتر میشل آغاز شد. طی این آزمایش، هر کودک را به یک اتاق  میبرند و به او یک عدد مارشمالو میدهند. به کودک گفته میشود میتواند در همان  لحظه، شیرینی را بخورد و یا پانزده دقیقه صبر کند و اگر بعد از پانزده دقیقه، شیرینی  خود را نخورده بود، یک شیرینی دیگر هم به او داده خواهد شد تا در مجموع دو عدد  مارشمالو داشته باشد. 

حدود یک پنجم کودکان نتوانستند حتی یک دقیقه هم مقاومت کنند و سریع مارشمالو  خود را خوردند. وقتی سالها بعد، یعنی در دوران بزرگسالی، شرایط این کودکان را  دوباره مورد بررسی قرار دادند، آن افرادی که توانسته بودند پانزده دقیقه درمقابل 

 

وسوسه خوردن شیرینی مقاومت کنند، در امتحانات موفق تر بودند، روابط اجتماعی  بهتری داشتند و احتمال اعتیادشان به مواد مخدر کمتر بود. 

در لینک زیر میتوانید ویدیو مربوط به این تحقیق را مشاهده کنید: Emammusavi.com/mt 

نتیجه گیری تست مارشمالو این است که اگر ما بتوانیم در برابر برخی خوشیهای  لحظه ای مقاومت کنیم، در آینده دور یا نزدیک میتوانیم از لذتهای بزرگتری بهره مند  شویم. و افرادی در راه رسیدن به اهدافشان موفق تر هستند، که بتوانند به شکلی حساب  

شده و هدفمند از برخی لذتها و تفریحات لحظه ای چشم پوشی کنند تا درآینده بتوانند دستاوردهای بزرگی داشته باشند. 

چک کردن شبکه های اجتماعی، تلویزیون دیدن و… ممکن است برای ما جذابیت بالایی  داشته باشد. در عین حال به نظر نمی رسد گوش نکردن به چند جمله ی کودک، مشکل خاصی را رقم بزند. اما یادمان باشد سوای اثرات تربیتی نامناسب، گوش نکردن به  کودکان باعث میشود آنها اعتماد به نفس و رغبت کمتری برای صحبت کردن داشته  باشند و در نتیجه کمتر در جمع اقدام به صحبت کنند. 

باید توجه کنیم که گوش کردن موثر، با شنیدن فرق میکند. هنگام گوش دادن به  حرفهای کودکان، نه فقط دو گوش ما، که تقریبا تمام بدن ما باید درگیر باشد.

 

وقتی کودک درحال صحبت کردن با ما است، از همان ابتدا باید تمام توجه خود را به  کودک جلب کنیم. اگر تلویزیون روشن است، صدایش را ببندیم یا ترجیحا آن را خاموش  کنیم. اگر کتاب، روزنامه یا تلفن همراه در دست ما قرار دارد، آن را کنار بگذاریم و با  کودک تماس چشمی برقرار کنیم. یعنی به طور مستقیم به چشمان او نگاه کنیم.  هنگام صحبتهای او به نشانه تایید سر تکان دهیم و کامل نشان دهیم که با شور و  اشتیاق به حرفهای او گوش میدهیم و نه با بی حوصلگی! 

وقتی صحبت آغاز میشود، ما نباید تنها شنونده باشیم. شروع صحبت از سوی کودک،  بهترین فرصت برای داشتن یک گفتگوی مفصل با او میباشد. بنابراین درمیان  صحبتهای فرزندتان از او سوالاتی بپرسید که پاسخ های باز و طولانی داشته باشد.  مهم نیست که جواب سوال را میداند یا نه! مهم این است که کودک را تشویق به  صحبت کردن کند و به عبارت دیگر، کودک علاقمند باشد به آن سوال به شکل مفصل  پاسخ دهد. در هنگام صحبت، صبر و حوصله به خرج دهید. اگر وسط توضیحات کودک،  

منظور او را متوجه شدید، وسط حرف او نپرید و اجازه دهید صحبت خود را تا انتها  تمام کند

ویژگیهای شخصیتی کودکان

بعد از یک کارگاه فن بیان کودک، یکی از مادران به من مراجعه کرد و گفت: پسرم  خیلی کم صحبت میکند. گاهی اوقات در مدرسه معلم از کل کلاس یک سوال  می پرسد و پسرم جواب را بلد است اما دست خود را بالا نمی آورد تا پاسخ دهد. مشکل  چیست؟ من دوست دارم او بیشتر صحبت کند. 

واقعیت این است که شما نمیتوانید هیچ دو نفری را پیدا کنید که دقیقا شبیه هم  باشند. منظورم صرفا تفاوتهای ظاهری نیست؛ همه ما انسانها مندیها علاقه مندیها ، رفتارها  و ویژگیهای شخصیتی متفاوتی داریم. 

مطابق شخصیت شناسی MBTI که یکی از مشهورترین و معتبرترین تقسیم بندیهای  شخصیتی است، همه ما یا درونگرا هستیم یا برونگرا. 

 

البته درونگرا و برونگرا بودن، یک طیف است که در دو سر آن درونگرایی و برونگرایی  مطلق قرار دارد و همه ما، جایی میان این دو سر طیف هستیم. یعنی یک فرد برونگرا  ممکن است ویژگیهایی از درونگرایی را هم داشته باشد و نسبت به یک برونگرای دیگر،  کمتر برونگرا باشد. و یا برعکس. 

درونگرایی 

خیلی از افراد ممکن است تصور درستی از مفهوم درونگرایی نداشته باشند و آن را با  مفاهیمی مثل خجول بودن، گوشه گیر بودن، منزوی بودن و… اشتباه بگیرند. 

اما کارل یونگ، روانشناس مطرح سوئیسی درونگرایی را اینگونه تعرف میکند: 

درونگرایی به این معنا است که توجه، علایق و  دغدغه های فرد، به احساسات، افکار و دنیای درونی او معطوف است.

یا به عبارت دیگر: 

درونگرا کسی است که از خلوت کردن با خودش انرژی میگیرد

برونگرایی 

به طور کلی فرد برونگرا کسی است که به حضور در جمع تمایل دارد و از آن انرژی کسب میکند   

یا به تعریف یونگ: 

برونگرایی به این معنا است که توجه، علایق و  دغدغه های فرد به دنیای بیرونی معطوف میشود.

کدام تیپ شخصیتی بهتر است؟ 

تصور برخی این است که درونگرایی بهتر از برون گرایی است و برخی هم فکر میکنند  برونگرایی بر درون گرایی برتری دارد. اما واقعیت این است که هیچ نوع رتبه بندی و  ارزشگذاری میان تیپهای شخصیتی وجود ندارد. تفاوت میان تیپهای شخصیتی صرفا  بیانگر تفاوتهای فردی ما هستند و وجود تفاوت فردی هم کاملا طبیعی و بدون ایراد  است.  

مراقب توجه بیش از حد باشیم

اطلاع از تیپهای شخصیتی میتواند به ما کمک کند تا خودمان و دیگران را بهتر  بشناسیم. اما تمرکز بیش از حد بر مبحث شخصیتشناسی میتواند عواقب ناخوشایندی  برایمان داشته باشد. خیلی وقتها افراد، کمبود مهارت و نقصهایشان را گردن تیپ  شخصیتیشان میاندازند! بارها شنیده ایم  عده ای گویند: تیپ شخصیتی من جوریه  که اصلا نمیتونم تو جمع صحبت کنم! یا: من متاسفانه شخصیتم طوریه که اصلا خلاق  نیستم! درحالی که صحبت کردن درجمع و خلاقیت مهارتهایی ضروری در زندگی ما  هستند که مثل هر مهارت دیگری، میتوان آنها را آموخت و به کار بست. 

باید بین تمایل به انجام کار و توان انجام کار تفاوت قائل شویم. یک فرد درونگرا ممکن  است تمایل و علاقه کمتری به صحبت در جمع یا انجام سخنرانی داشته باشد اما لازم  است مهارت انجام آن را کسب کند و در مواقع لزوم از آن استفاده کند. 

پس حواسمان باشد که از تیپهای شخصیتی برای توجیه کمبود مهارتها استفاده نکنیم

 

همه ما همیشه در حال سخنرانی هستیم

همه ما همیشه در حال سخنرانی هستیم!”

مهدی صادقلو

اگر بلد نباشیم؟ 

اولین سخنرانی من برمیگردد به اواخر دوران دبیرستان. مدرسه یک برنامه به مناسبت  دهه فجر برگزار کرده بود و قرار بود در این برنامه، تعدادی از دانش آموزان داوطلب،  سخنرانی ده دقیقه ای داشته باشند. من به شدت از صحبت در جمع میترسیدم و  داوطلب نشدم. اما طی یک اتفاق خوشایند نام من هم به اشتباه وارد لیست داوطلبان سخنرانی شده بود. یک روز قبل از مراسم، وقتی فهمیدم نام من در لیست سخنرانان  داوطلب وجود دارد، تصمیم گرفتم انصراف ندهم و شانسم را امتحان کنم. یک متن  خیلی خوب و پرمحتوا آماده کردم اما درست لحظه ای که پشت تریبون قرار گرفتم،  صدایم شروع به لرزیدن کرد. گلویم کاملا خشک شده بود و از شدت اضطراب کاملا  روی تریبون خم شده بودم و به آن تکیه داده بودم. از شدت استرس بخشهایی از متن  را نتوانستم به شکل واضح بیان کنم و کسی نفهمید چه میگویم!

این درحالی است که فردی را تقریبا هم سن و سال خودم میشناسم که در خارج از  کشور تحصیل کرده است. او در دوران دبیرستان، بارها و بارها در مدرسه خودش و  حتی در مدارس دیگر، خیلی راحت و بدون استرس سخنرانی کرده بود. آن هم به زبان  انگلیسی که زبان مادریاش نیست!

من در روز سخنرانی خودم توسط تعدادی از بچه ها مورد تمسخر قرار گرفتم و فرد  دیگر بارها مورد تحسین همگان قرار گرفته بود. تنها فرق بین ما، یک مهارت فوق العاده  ضروری به نام فن بیان بود که ما را در دو جایگاه کامال متفاوت قرار داده بود.

اگر کسی بیان قوی نداشته باشد، نمیتواند با دیگران به خوبی ارتباط برقرار کند. خیلی  اوقات توانایی احقاق حق خود را ندارد و نمیتواند از خود دفاع کند. از بیان برخی  افکارش صرف نظر میکند و این باعث میشود اعتماد به نفس و عزت نفس او پایین  بیاید.

کودکانی که قدرت بیان خوبی داشته باشند، ارتباط بهتری با هم سالان خود برقرار  میکنند. میتوانند در نقش رهبر گروه دوستی قرار بگیرند. ارتباطشان با والدینشان  بهتر است و درنتیجه اعتماد به نفس و عزت نفس بیشتری خواهند داشت. تحقیقاتی  که در اوایل قرن بیستم انجام شده، نشان میدهد احتمال موفقیت کودکانی که هوش  کلامی بالاتری دارند، در بزرگسالی بیشتر است.

داشتن بیان قدرتمند در بروز و عملیاتی کردن ایدههای خالقانه هم تاثیر دارد. اگر  کسی یک ایده عالی داشته باشد اما نتواند دیگران را درمورد ایدها ش قانع کند، احتمالا نمیتواند آن ایده را عملیاتی کند.

و یک نکته دیگر؛ بسیاری از والدین فرزندانشان را در کلاسهای مهارتی مختلف مانند  زبان، موسیقی و … ثبت نام میکنند درحالی که ممکن است آن مهارت در دوران  کودکی خیلی به کار فرزندشان نیاید. اما پدران و مادران میدانند که یک سرمایه گذاری  عالی روی فرزندشان انجام دادهاند و کودکشان در بزرگسالی، با داشتن این مهارتها   چند قدم از دیگران جلوتر خواهد بود. من کامال مطمئنم که تقویت بیان کودک، یکی  از مهمترین سرمایه گذاریهایی است که هر خانوادهای میتواند برای آینده فرزندش

انجام دهد

فن بیان چیست؟

فن بیان به طور کلی یعنی قدرت و توانایی خوب و مناسب سخن گفتن در هر زمان و شرایطی. این تعریف درمورد همه از جمله کودکان صدق میکند. اگر فرزند شما بتواند در هر زمان و شرایطی خوب سخن بگوید، یعنی دارای قدرت بیان بالا و همچنین هوش کلامی بالایی است.
بسیار مهم است که از دوران کودکی به فکر رشد مهارت برای ضروریهای زندگی فرزندانمان باشیم. مغز در دوران کودها همه انسان کی بسیار انعطاف ر از پذیر ت دوران بزرگسالی است و به همین دلیل آموختن مهارت و تغییر رفتار در دوره کودکی تر آسان و سریع تر اتفاق میفتد. ضمن اینکه بسیاری از مشکالت ارتباطی ما، فراگرفتنی هستند. مشکالتی مثل ترس از صحبت در جمع و خجولیگری، در بدو تولد انسان وجود ندارند و بعدها به واسطه برخورد با بزرگساالن پدید میآیند. اما کودکان به واسطه تجارب مخرب کمتر، احتماال کمتر از بزرگساالن دچار این ترسها هستند.

ما انسانها چطور یاد میگیریم؟

مطالب این قسمت، بیان کننده بخشی از عملکرد مغز ما انسانها است و هم درمورد بزرگسالان صدق میکند و هم کودکان. برای اینکه ما بتوانیم مهارتی را خوب و کامل یاد بگیریم، باید یک مسیرعصبی در مغز ما تشکیل شود. مغز انسان با وجود وظایف و اعمال متنوع و پیچیدهاش بسیار کم انرژی مصرف میکند) تقریبا اندازه یک لامپ کم مصرف!( و تمام تلاشش را میکند تا مصرف انرژیش زیاد نشود. برای همین مغز به دنبال رفتارها و الگوهای تکرار شونده میگردد تا آنها را تبدیل به عادت و فعالیت ناخودآگاه کند. در این صورت انرژی کمتری برای اجرای آنها مصرف میکند. به عنوان مثال وقتی شما رانندگی را یادگرفتید، احتماال در ابتدا بسیار خسته میشدید، تمام تمرکزتان را به رانندگی اختصاص میدادید و مدام به شکل ارادی درباره اقداماتتان فکر میکردید. اما پس از گذشت مدتی، بدون تفکر و به شکل ناخودآگاه، بخش زیادی از فرایند رانندگی را انجام میدهید. یا احتمالا کودکانی که تازه راه رفتن را آموخته اند بسیاری از آنها، در ابتدا وقتی راه میروند، نیاز به تمرکز دارند و اگر کسی اسمشان را صدا بزند، حواسشان پرت میشود و زمین میخورند. اما بزرگسالان اصلا به فرایند راه رفتن فکر نمیکنند و راه رفتن برایشان به یک فعالیت ناخوآگاه و اتوماتیک
تبدیل شده است. برای اینکه یک فعالیت تبدیل به فرایند ناخودآگاه شود، باید یک مسیر عصبی در مغز شکل گیرد. برای اینکه بخواهیم مسیر عصبی کاری شکل بگیرد، باید آن را بارها و بارها تکرار کنیم. پس برای اینکه فرزندتان صحبت کردن را به خوبی یاد بگیرد، باید دستورالعمل‌هایی که در مقالات بعدی آورده شده را به طور مستمر و منظم بارها تکرار کنید.

نکته خیلی مهم درباره انجام فعالیت‌های آموزشی با کودکان این است که نباید کودکان را برای انجام دادن آنها تحت فشار قرار دهیم. باید از راههای تشویقی مناسب برای جلب نظر کودک به انجام فعالیتها اقدام کنیم. و یادمان باشد که تشویق با رشوه دادن به کودک فرق میکند. اجازه نداریم برای تشویق بگوییم: اگر فلان کار را انجام دهی برایت فلان اسباب بازی را میخرم. یادمان باشد که روابط خانوادگی، جای معامله و داد و ستد نیست

n